به غربباوران و روشنفکران مدعی آگاهی: حقوق بشر گزینشی و سکوت در برابر جنایتهای اپستین
بسیاری از مدعیان دفاع از حقوق بشر، حقوق زن و کودک، به محض شنیدن نام یک کشور اسلامی به مدافعان پرهیاهوی این ارزشها تبدیل میشوند و روایتهای رسانههای غربی را بدون بررسی تکرار میکنند؛ اما در برابر دوسیه جفری اپستین و شبکه سازمانیافته سوءاستفاده، شکنجه و قتل کودکان، یا کشتار دهها هزار کودک در غزه، سکوت معناداری اختیار میکنند.
این سکوت نه بیطرفی، بلکه نشانه ذهنیتی سلطهپذیر و همدستی با ظلم است؛ حقوق بشر گزینشی ابزاری سیاسی برای حفظ قدرت غرب است و سکوت در برابر جنایت علیه کودکان، پذیرش سلطه و توجیه آن به هر قیمت است.
جفری اپستین، بدون صلاحیت علمی مشخص، از معلمی در مکتب نخبگان نیویارک به جهشی غیرقابل توضیح در والاستریت رسید؛ ثروت صدها میلیون دالریاش با کلاهبرداران بزرگ مالی گره خورده بود و حلقهای از روسای جمهور، شاهزادگان، میلیاردرها و دانشمندان را پیرامون خود داشت.
اپستین با حمایت مالی لزلی وکسنر (که داراییهایش را به او سپرده بود) و استفاده از خیریه و مهمانیهای مجلل، شبکهای سازمانیافته برای سوءاستفاده جنسی از نوجوانان ایجاد کرد؛ از دهه ۹۰ گزارشهای قربانیان سانسور و تهدید شد، در دوسیه پالمبیچ اسناد ناپدید گردید و در ۲۰۰۷ با توافقی محرمانه و ننگین از حبس ابد رهایی یافت.
در ۲۰۱۹ دوباره بازداشت شد و اسناد تکاندهندهای کشف گردید، اما پیش از افشای کامل حقیقت، در سلول زندان «خودکشی» کرد؛ با دوربینهای خاموش، نگهبانان غایب و ابهامات فراوان؛ کارشناسان روایت خودکشی را رد کردند و اسناد نهایی نیز به بهانه حفظ آبروی قربانیان، کامل منتشر نشد.
این دوسیه، نماد عدالت گزینشی، مصونیت قدرتمندان و دفن حقیقت در تمدنی است که دیگران را به بدویت متهم میکند، اما خود در برابر جنایتهای سازمانیافته علیه کودکان سکوت یا توجیه پیشه میسازد.








